X
تبلیغات
دیدگاه
مهرداد جان عزیز . بذار یه چیز را خیلی راحت برات بگم .. راستش برام مهم نیست که همه به دلیل این حرفم که شدیدا به آن معتقدم .به من حمله خواهند کرد . واقعیت ها را باید گفت هرچند افراد قبول ندارند... بگم؟؟ باشه میگم ببینی عزیز من موقعی داری میگی ما ایرانیها !!!من به اون اضافه میکنم که: هیچ پخی نیستیم قبول کن ما ایرانی ها هیچ پخی نیستیم.. بگم چرا و چطور؟؟ .......... ما ایرانیها یه مشت گروه احمقی هستیم که به هر چه دست زدیم عملا بهش گه آره "گه زدیم...به لجن کشاندیم.. اون انقلاب را ببین یه مشت از خود راضی عوضی جلودارش شدند و ما عین گاو فقط تماشا کردیم.. ما یعنی یه مشت آدم بیکار و نفهم ...... اومدیم درستش کنیم هی توی فلانمون کردند به اسم کمونیست و چپ و چریک.. همش شد شعار .. یه آخوند بیکار عوضی را گفتند رهبر انقلابتون .. عین یه بز .و گوسفند هی بع بع کردیم.. مسخره تر از همه مدعیان و رهروان مارکس انگلس/ لنین / استالین براش زانو زدند.. و ما ملت خر شده تر از همیشه به حساب اینکه ای روشنفکرانمان اونم از نوع کمونیستش!!! دارن میگند این راست میگه هی رفتیم راه پیمائی و هر چه اونا گفتند ما براش صلوات فرستادیم.............دولت برامون تشکیل دادند نصف بیشتر اعضای دولت جاسوسای آمریکا همونهائیکه از 35 سال قبل تا اونموقع ما را عین گوسفند به بزی نمیر بهار میاد مشغول کردند............هی هی .. چه ریدند به بخیه به رهبری اون حضرات............... میدونی 33 ساله .. این ملت خر بیشعور را فلانشون هم حساب نمیکنند ... نه اونی که نشسته بر تخت سلطنت .. و نه بادمجون دور قاب چینهاش.. نه مخالفانش و نه موافقینش......... یه مشت همون بیکار هار های همیشه شعار بده هم که بیرون از ایران هی برا سالروز شهادت افرادشان جشن میگیرند . باز من ملت خر تر از خود ر میدوشند که برا فلان شهید جشن بگیریم... اون یکی سر بلند کرده که بابام همه کاره بود . باز ما ملت خر تر از الاغ بندش شده ایم که ای شما پیغمبر زمانی بیا زود هم بیا.......... و ائن مردک حالا تو نوبت ایستاده که کاخ سفید بهش چراغ سبز نشون بده .............. یه گروه خرتر از ما شده اند پیشرو .. با یه زنی که از شوهرش جدا شد بغل یکی دیگه بخوابه میخواد بیاد بشه اوه اوه رئیس جمهورمون.......... اینو میگند کمال حماقت............ ترا به دین و مذهبت همونی که شک دارم داری یا نه بیا قبول کن ما ملت همیشه غافلیم.. همیشه غافلیم... از آخوند گرفته تا چریکش از توده ای تا سلطنت طلبش از مجاهد تا ملی گراش . از روشنفکر تا گامبوی کنار خیابان. از سوسول تو کافه ها تا جنده های کنار خیابونها .. بازم داریم>؟؟؟ قبول کن هممون یه مشت گاو احمق بیشعوز و ساکتیم که هر گهی را بهمون بگند نشخوار میکنیم.............. باور کن من یکی خسته شدم و میدونم خیلیها خر تر و گاو تر از منهم خسته شده اند................از اینهمه بازی احمقانه حاکم بر همــــــــــــه ............................ یه فکری باید کرد وو این نمیشه.. ............ خیلی وقت بود خفقان گرفته بودم... بیا راحت بگیم چه خبره............. یه نمایشنامه به کارگردانی یه مشت جیره خوار به بازیگری یه گروه دزد و پشت هم انداز ... با چندی میلیون تماشاگر همیشه گاو ... داره زیادی میشه............................ خیلی زیاد

+ نوشته شده توسط فرید در 30 Dec 2012 و ساعت 10:43 |

بد جوری سرمون را کرده ایم توی لاک خودمون و به یه سری شعار های تو خالی خودمون را 

آویزان کرده ایم  به ادعای اینکه :

 بگیم هی  هی  ما روشنفکر فعال سیاسی هستیم .. 

برا چی ؟؟ .....برا کی؟؟

 این گفته از مارتین لوتر کینگ  که : گرفتن آزادی از مردمی که نمیخواهند برده بمانند سخت 

است  .........:اما  دادن آزادی به مردمی که میخواهند همچنان برده بمانند سخت تر است ..

حالا فرقی نمیکنه که برده چی و چه افکاری   یا برده کی و چه افرادی ..............چیزی که همیشه  به 

خیلی ها میگفتم ....   منتها   باز حساب میکردم   شاید این بار شد 

من همون خواهم موند  ( همونی که بوده ام و هستم  ) 

منتها تصمیم  گرفتم که : از امروز گاه گاهی برم اونور خط ..............


+ نوشته شده توسط فرید در 10 Feb 2012 و ساعت 18:11 |

..........دارم فکر میکنم . یه روز که وقت کافی دارم بشینم   با اینهمه رفیق 

.اینهمه دوست که بنوعی خود را همه کاره ملت ایران میدونند  . هی یه 

خط در میون  برا ایران و ایرانی نسخه میپیچند .. حرف بزنم ... نسخه هائی 

که هیچکدومشون بدرد بیماری ملت نمیخوره ... بوقتش میگم ..
 
خودمون را به اراجیفی دلخوش کرده ایم که صد تا یه غاز هم نمیارزه .. بعدشم شونه هامونو

میندازیم بالا که : به به چه بحث جانانه ای داشتم .. چه سخنرانی آبداری ..
 چه مصاحبه پر طمطراقی .....

...بذاز وقتش برسه

 ........خواهمگفت که یه من دوغ چقدر کره داره ........... 

 





  

+ نوشته شده توسط فرید در 8 Jan 2012 و ساعت 14:33 |

....راستی  یه سوال خیلی خیلی جدی. !  !! ! 

هیچوقت فکر کرده اید که : 

1- بعد از مدتی طولانی به دوستتان تلفن میکنید ...   یا

2- بعد از مدت زمانی به همان دوستتان در فیس بوک پیغام میگذارید ...

3- و  یا پس از خیلی وقت سراغ همان دوست را از رفیق مشترکتان 

میگیرید ......و متوجه میشوید که چند روز قبل از آن .. دوستی که بهر 

دلیلی پس از مدتی بیادش افتاده و سراغش را گرفته اید ... فوت کرده  و 

دیگر بینتان نیست  ! ! ! .......چه احساسی به شما دست میدهد ؟؟؟؟؟   

فکر نمیکنید که کاش زود تر و یا زود بزود تر سراغش را میگرفتید ؟؟؟ 

+ نوشته شده توسط فرید در 24 Dec 2011 و ساعت 21:33 |

خود باوراندیشان .. چه یک فرد بخصوص به نام دیکتاتور باشه و جه گروهی یا سازمانی

حتی بنام طرفداران یک ایده لوژی بخصوص ولو با نام طرفداران فلان طبفه . که حاضر به

قبول نظریات دگر اندیشان نیستند . احتمال شاخه شاخه شدنشان (بدلائل داخلی آنها )و

نهایتا به نافرجامی آنها که تسلیم به شرائط زمان و مکان است خواهد انجامید . دگم بودن

افراد که همان رل دیکتاتور را دارند سمی و باعث خودکشی آنهاست ( خلاصه گفتم برای

بیدار کردن گروهی که علی رقم ادعایشان دیگر اندیشان را بخود راه نمیدهند ).. ظاهرا 

دوستان فلسفه اصلی ی جمع اضداد را فراموش کرده اند ؟ ! ! !

+ نوشته شده توسط فرید در 20 Dec 2011 و ساعت 11:22 |
یادمه همیشه یه جوری خودمو توی خیلی از جلسات حزب توده که خیلیهاش در خانه خود

ما تشکیل میشد ( لطفا فحش ندید که تا سال 1345 تنها حزب و گروه معتقد به مکتب 

کومونیست و سوسیال دموکرات حزب توده بود) جا میدادم که خیلی از این حرفها زده

میشد .. منتها حتی امروز که 60 سال از 1330 میگذره چیزی بعنوان سوسیالسم و 

سوسیال دموکرات (به معنای واقعی کلمه ) کسی حس و لمس نکرده بخصوص در ممالک 

جهان سوم ( هر چند جاهای دیگه هم اون خبر ها نیست) .. صرفا برای شعار دادن و اظهار 

وجود کردن بعضی ها نباید دلی خوش کرد ..با این حرفها خیلی دل پری دارم حیف که

بیشتر بگیم رفقا اینقدر در تئوریها غرقند که حقایق و واقعیت ها را یا نمیبینند و یا نادیده 

میگیرند .. باز هم با عرض معذرت و با توحه به قبول حق اظهار نظر ..! ! !

اگر . فلسفه ای یا تئوری ئی حتی بعد از 60 سال نتونسته خودشو توی جامعه جا بندازه و 

عملا قابل قبول و اجرائی نشده باشه ...یه جای قضیه عیب داره :.یا عدم قبول جوامع . یا 

عدم تطابق اون تئوری و فلسفه با جامعه و شرائط زمان و مکان . و شاید هم عدم شناخت 

جامعه از تئوری و فلسفه مورد نظر است که در اینصورت مقصر تئورسین های مربوطه 

هستند که هنوز با گذشت این همه وقت قادر به جا انداختن موضوع نبوده اند .

. واقعا کجا عیب داره؟؟؟؟؟؟؟؟

اگر . فلسفه ای یا تئوری ئی حتی بعد از 60 سال نتونسته خودشو توی جامعه جا بندازه و 

عملا قابل قبول و اجرائی نشده باشه ...یه جای قضیه عیب داره :.یا عدم قبول جوامع . یا 

عدم تطابق اون تئوری و فلسفه با جامعه و شرائط زمان و مکان . و شاید هم عدم شناخت 

جامعه از تئوری و فلسفه مورد نظر است که در اینصورت مقصر تئورسین های مربوطه 

هستند که هنوز با گذشت این همه وقت قادر به جا انداختن موضوع نبوده اند .

. واقعا کجا عیب داره؟؟؟؟؟؟؟؟

اگر . فلسفه ای یا تئوری ئی حتی بعد از 60 سال نتونسته خودشو توی جامعه جا بندازه و 

عملا قابل قبول و اجرائی نشده باشه ...یه جای قضیه عیب داره :.یا عدم قبول جوامع . یا 

عدم تطابق اون تئوری و فلسفه با جامعه و شرائط زمان و مکان . و شاید هم عدم شناخت 

جامعه از تئوری و فلسفه مورد نظر است که در اینصورت مقصر تئورسین های مربوطه 

هستند که هنوز با گذشت این همه وقت قادر به جا انداختن موضوع نبوده اند .. واقعا کجا 

عیب داره؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط فرید در 7 Dec 2011 و ساعت 16:55 |

رفیق ! !  شاید خوشت نیاد منتها  باید گفت  

  یه چیزی بگم؟؟ اینها سرنگون بشو نیستند و نخواهند بود مگر اینکه: همان زاغه نشینها . 

همان طبقه کم درآمد جامعه . کارگرهای زحمتکش و گرسنه ها ی بی درآمد . بی 

خانمانهای بی سر پناه . رنج کشیده های دردمند .آنهائیکه بدبختی و بیچارگی را با همه 

وجودشان حس میکنند بپا خیزند .. 

فقط فریاد از دل برآمده ی آنهاست که لرزه بر اندام اینها میاندازه و نابودشان میکنه .. شعار 

های من و شمادر این زمینه کار ساز نیست و نخواهد بود .. نشون دادن بد بختیهای جامعه 

به خود اون مردم ؟؟ 

کدومشون فیسبوک دارند ؟؟ آنها تماما در پوشش برنامه های نظامند.. اگر بتونیم بریم 

بینشان و مستقیم باهاشون مطرح کنیم شاید دری به تخته بخوره و اینها را از خواب بیدار 

کنه ( فراموش نکنیم که خود این افراد خیلی هم با وضعی که دارند مشکلی ندارند .. این 

عکسها ماها را ناراحت میکنه .. 

.............افسوس که گفتنیها زیادند و تاثیرشان کم ....................

+ نوشته شده توسط فرید در 6 Dec 2011 و ساعت 14:24 |

واقعا نمیدونم چرا همه ما مردم سفت و سخت چسبیده ایم به گذشته هایی که به شکلی

و دلیلی (چه بجا یا نا بجا) ول کن معامله هم نیستیم . فرقی نمیکه در چه رشته ای .. عملا 

در همه ی رشته های مختلف ..سیاسی . مذهبی . علمی . ورزش . هنر ....... قبول گذشته 

ای ها کارهایی کردند خوب یا بد . مفید یا مضر . بدرد امروز ما میخوره یا نمیخوره ..

 ولشکنیم .. ببینیم امروزمان چی شده چی داره میشه .ببینیم حالا کی چه میکنه .

خود ماها چه غلطی داریم میکنیم . برا جامعه چه کرده ایم چه قراره بکنیم 

.. تا کی میخواهیم بند و پی بند طلب و بدهی گذشته ها باشیم ( در همه رشته ها) بیایید 

تکلیف بدهی خودمون به جامعه امروز را روشن و تصفیه حساب کنیم ...گذشته ها چه

خوب چه بد . بابتش کاری از دستمان نمیاد ..

 اینقدر خودمان را غرق گذشته ها( چه مزخرفاتش و چه موارد مثبتش ) کرده ایم که 

امروزمان را یادمون رفته .

. خیلی هامون خیلی از همه جا پرتیم ..

. بیایید سری به خودمون ..........................

بزنیم ................ 

+ نوشته شده توسط فرید در 1 Dec 2011 و ساعت 15:15 |
... واقعا  تا دیروز نمیدونستم عمق حماقتمان را    ......

.......سخنرانی شخص اول مملکت در سازمان ملل.........

 همه چیز را عیان کرد ..........

از جمله حماقت و بی شعوری را ............................

.. هرچند لازم به اثبات نبود .......................

+ نوشته شده توسط فرید در 25 Sep 2011 و ساعت 20:52 |
  خیلی از  وقتها حماقت ما مردم از بی شعوریمان سبقت میگیره.................

و: چون میخواهیم ثابت کنیم  که :  احمق نیستیم ............

بی شعور خود را ثابت میکنیم ....................

+ نوشته شده توسط فرید در 25 Sep 2011 و ساعت 20:40 |


Powered By
BLOGFA.COM